راه را بر رونده آشکار و آسان می سازد. در دو راهیها, او را از سرگردانی رهایی می بخشد. مردان حقیقت آشنا, از دوری راه, نا امید نمی گردند و در بحرانها, کمر خم نمی کنند. پیچ و خمهای زندگی و کژیها, آنان را به بیراهه نمی کشاند. چراغی فرا روی دارند که به سوی آن راه می گشایند.6

علی(علیه السلام) رویارویی با فتنه های کور و ورطه های هراس انگیز, چون جنگیدن با مسلمانان بی شعور و جاهلان پینه بر پیشانی بسته را, نه در صلاحیت هر کس که در توان دلیر مردانی می بیند کار کشته و ژرف نگر, که در ظواهر درنگ نکرده و از ورای همه موانع پایان را تماشا کنند و اسلام ناب محمدی را از اسلام ناخالص و شرک آلود متمایز سازند.

حضرت در آغاز درگیری با مسلمانان مقدس نمای پیمان شکن, خطاب به یاران, فرمود:

میان شما و اهل قبله دَرِ جنگ گشوده شد و این عَلَم را بر ندارد مگر آن کس که بینا و شکیبا باشد و داند که حق در کجا است.7

یاران با این شرایط با امامشان بیعت می کنند که دست پاک باشند و پاکدامن زبان به دشنام نگشایند و خون کس, به ناحق نریزند. به سکونتگاه مردم هجوم نبرند و کس را به ناحق نیازارند. بر مرکبهای ممتاز سوار نشوند و لباسهای فاخر نپوشند. مسجدی را خراب نکنند و بر مردم راه نبندند. به یتیم ستم روا ندارند و راهی را ناامن نکنند. شاهد باز نبوده و شراب ننوشند. درامانت, خیانت نکرده و پیمان شکن نباشند. احتکار نکنند و پناهنده را نکشند, فراریان را دنبال نکرده, مجروح را نکشند. ساده بزیند و در راه خدا به شایستگی جهاد کنند.

یاران مهدی, در بصیرت, درایت و خردمندی سرآمدند. در فتنه هایی که زیرکان در آن فرو می مانند, هوشیارانه راه جویند و حق را از باطل باز شناسند. چنان از جامهای حکمت سیرابند و آماده کار که:

چون فرمان خدا آزمایش را به سر آورد, شمشیرها در راه حق آختند و بصیرتی را که در کار دین داشتند آشکار کردند. طاعت پروردگارشان را پذیرفتند و فرمان واعظشان را شنیدند.8

بصیرت و آگاهی عمیق از هدفها و راهها و شناخت دوستان و دشمنان اسلام, سبب می شود که در احیای سنت و مبارزه با بدعت درنگ نکنند و درپی رسالت شرکت زدایی, به همراه امام خود, تبر بر دارند و بت شکنی کنند, پیرایه هایی که به اسم دین در ذهنها جای گرفته و با گذشت زمان تقدّس یافته اند نابود سازند و اسلام را در صفا و خلوص نخستین خود عرضه بدارند.

 

3 . عبادت و بندگی

امام زمان علیه السلام

 یاران مهدی, مردان عبادتند و نیایش, شیران روز و نیایش گران شب. آن هم نه عبادتی عادت گونه و یا چون پرستش مزدوران و تاجران, بلکه نیایشی عارفانه و پاک, پیوند روح با ابدیت, عالی ترین عکس العمل سپاس گزارانه انسان در برابر خدا. عبادت آزادگان. نیایش پرجوش و خروش و سیر و سلوک. روح بندگی و راز و نیاز با جانشان در هم آمیخته, همواره خود را در محضر خدا می بینند و از یاد او لحظه ای غفلت نمی ورزند. از ترس خداوند, نیمه شب, چونان مادران فرزند مرده می گریند. شب زنده داران و روزه داران.9

به گفته فضیل بن یسار: مردانی که سبک خوابند و در نماز, بسان زنبور عسل, زمزمه کنان. 10

امام, در سفر و حضر, جنگ و صلح یاران را به تعبد و تضرع سفارش می کند, تا مقصد فراموش نگردد و پیروزیهای پیاپی, آنان را به غفلت و غرور دچار نسازد. همواره پیروزی را از جانب خدا ببینند و مناجات و نماز را کلید نصرت او.

امام باقر(علیه السلام) می فرماید:

چون بر فراز نجف بر آید, به یاران خطاب کند. امشب را به عبادت به روز آورید آنان برخی در رکوع و برخی در سجده شب را به سحر می رسانند و به درگاه خدا تضرّع می کنند.11

یا می فرماید:

گویا, قائم ویارانش را در نجف اشرف می نگرم, توشه هایشان به پایان رسیده و لباسهایشان مندرس گشته است. جای سجده بر پیشانیشان نمایان است. شیران روزند و راهبان شب. 12

 

4 . حافظان حدود خدا

 اسلام, دین مرزهاست و همه چیز در آن, قانون دارد. واجبات و محرمات مرزهای دین خدایند حرکت در مرز, حرکت در راه است و تجاوز از آن, بیراهه و گمراهی. یاران مهدی, مرزبان دین خدایند و حافظان حدود او. در اجرای فرمانهای حق, سخت و پی گیر و استوارند و در انجام دستورها و وظیفه ها, دستخوش احساسات و دوستیهای بی مورد واقع نمی شوند. قدرت و حشمت آنان را مغرور نمی کند و سنگدلی دشمنان ایشان را به افراط نمی کشاند. جنگهای مهیب و دشواریهای نبرد, آنان را در عبادت سهل انگار نمی کند و تهی دستی ایشان را به مال اندوزی و تجاوز وا نمی دارد. نخستین شرط بیعت امام با یاران, حفاظت حدود خدا است.
روزی را می بینم که پرچمهای زرد و سفید در کنار کعبه, به اهتزاز در آمده, دستها برای بیعت تو, پی در پی صف کشیده اند. دوستان با صفا, کارها را چنان به نظم و ترتیب درآورده اند که همچون دانه های درّ گرانبها که در رشته ای قرار گیرند, شمع وجودت را احاطه کرده اند و دستهایشان برای بیعت با تو, در کنار حجرالاسود. به هم می خورد.

علی (علیه السلام) می فرماید:

یاران با این شرایط با امامشان بیعت می کنند که دست پاک باشند و پاکدامن زبان به دشنام نگشایند و خون کس, به ناحق

امام زمان علیه السلام

نریزند. به سکونتگاه مردم هجوم نبرند و کس را به ناحق نیازارند. بر مرکبهای ممتاز سوار نشوند و لباسهای فاخر نپوشند. مسجدی را خراب نکنند و بر مردم راه نبندند. به یتیم ستم روا ندارند و راهی را ناامن نکنند. شاهد باز نبوده و شراب ننوشند. درامانت, خیانت نکرده و پیمان شکن نباشند. احتکار نکنند و پناهنده را نکشند, فراریان را دنبال نکرده, مجروح را نکشند. ساده بزیند و در راه خدا به شایستگی جهاد کنند.

امام نیز, متعهد می شود, بسان همراهان زندگی کند, دربان و حاجب برای خود نگیرد. به اندک قانع باشد و به یاری خدا در راه استقرار عدالت بکوشد و خدا را به شایستگی عبادت کند.13

امام, بر رفتار کارگزاران خود و مواظبت آنان بر اجرای وظایف خود نظارت دو چندان دارد.14

باید چنین باشد, زیرا ایجاد حکومت اسلامی, در گرو حفظ حدود خداست و ایجاد جامعه آرمانی, جز با تربیت استوانه های پولادین ممکن نمی گردد. اگر کارگزاران نظام توحیدی, با فضیلت باشند و وظیفه شناس, مردم نیز حرمت دین نگه دارند و پیشاپیش بر کاروان عدالت راه گشایند . پیروزی حق و شکست باطل در گرو تعهد و پای مردی پرچمداران آن است.

 

5 . شجاعت

 یاران مهدی, دلیر مردند و جنگاوران میدانهای نبرد. دلهایی چون پولاد دارند و از انبوه دشمن, هراسی به دل راه نمی دهند. ایمان به هدف, همه وجودشان را تسخیر کرده و عشق به خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) به بازوانشان قوت بخشیده است. اراده جنگیدن, سرشار از شجاعتی بی همانند, آنان را به رزمگاه می کشاند. دل مردن دارند و عشق به شهادت.عزت نفس و بلندی همت, آنان را از کوه بلند پایه تر کرده و هیبتشان را در سینه ستمکاران دو چندان. غیور مردانند و ترسویان و زبونان, در جمعشان راه ندارند.

مولایشان, اندامی پهلوانانه دارد, سینه ای ستبر و بازوان پولادین و ورزیده15. یارانش قوت چهل مرد دارند. شیران میدان رزمند و جانهایشان از خارسنگ, محکم تر.16

شجاعتی بی بدلیشان, ترس را بر دلهای مستکبران چیره ساخته و پیشاپیش راه گریز پیش می گیرند.

امام باقر(علیه السلام) می فرماید:

گویا, آنان را می نگرم, سیصد و اندی مرد بر بلندای نجف کوفه ایستاده اند.دلهایی چون پولاد دارند. در هر سو, تا مسافت یک ماه راه, ترس بر دلهای دشمنان سایه می افکند.17

در سوار کاری و تیراندازی بی نظیرند: (خیرالفوارس). در رزمگاه نشان شجاعان بر تن دارند و چونان یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله) در نبرد بدر, نشانه ویژه برسر نهاده اند.18

آنان برای یکدیگر خود را به رنج افکنند و در بهره گیری از زیبایی های زندگی, دیگران را برخود پیش دارند و باید چنین باشند آن کس که خود ساخته نباشد, نمی تواند سازندگی کند و آن که بر دوست خود, مهر نورزد, دیگران را شایسته ترّحم نبیند.

دلیری ویژه یاران برگزیده نیست, همه خدا جویان و مستضعفان از پدیدار شدن طلایه حق و عدالت قوی دل می گردند و حیاتی دوباره می یابند. ترس را کنار می نهند و به صف رزم آوران می پیوندند.

6 . فرمانبری

 یاران امام, عاشقان مولای خود اند و پاکبازان راه او. از وی چونان فرزندانی خلف, فرمان می برند و بهتر از بنده ای گوش به فرمان, از حضرت, پیروی می کنند. در انجام دستورهای وی, بر یکدیگر, پیشی می گیرند.

به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله): تلاش گر و کوشا در پیروی از اویند.19

امام زمان علیه السلام

پیروی آنان از امام, نه برخاسته از زور, که ناخالصان را به زور در ضیافت اهل وفا در نیاوردند و در خلوت جوانمردان, ناپاکان حضور نیابند, بلکه عشق و علاقه قلبی به مهدی, آنان را به فرمانبری وا می دارد. بسان پروانه, به دور شمع وجودش, در گردشند. جاذبه سازنده و پر قدرتش, آنان رامجذوب کرده است. لبخند او را, جلوه رضای خدا و عتابش را تازیانه خشم خدا می شمرند. او, را بیش از هر کس, دوست می دارند و پیروی از او, بدون قید و شرط, بر خود لازم می شمارند. یادگار پیامبر را در میان دارند و از هرچه در پیرامون او وجود دارد, نشان یار جسته و به آن بترک می جویند.

سوارانی با نشان و پرچم, برای تبرک دست بر زین مرکب امام می سایند و در گرد امام در چرخشند. با جان و دل, او را در جنگها یاری کرده و آنچه طلب کند, کفایت می کنند.20

دوستان خدایند و خدا دوست. به جای ناشکیبایی بزدلان و راحت طلبان, یاریش می کنند و در برابر نافرمانی نمک ناشناسان, پاکبازانه تسلیم اویند.21

امام حسن عسکری(علیه السلام) در سخنانی که در آخرین روزهای عمر, به فرزند خود فرموده, از یاران مخلص مهدی یاد کرده و فرزند را با یاد آن مردان با وفا دلداری داده است:

… روزی را می بینم که پرچمهای زرد و سفید درکنار کعبه, به اهتزاز در آمده, دستها برای بیعت تو, پی در پی صف کشیده اند. دوستان با صفا, کارها را چنان به نظم و ترتیب درآورده اند که همچون دانه های درّ گرانبها که در رشته ای قرار گیرند, شمع وجودت را احاطه کرده اند و دستهایشان برای بیعت با تو, در کنار حجرالاسود. به هم می خورد. قومی به آستانه ات گرد آیند که خداوند آنان را از سرشتی پاک و ریشه ای پاکیزه و گرانبها آفریده است. دلهایشان از آلودگی نفاق و پلیدی شقاق پاکیزه است. به فرمانهای دینی فروتنند و دلهاشان از کینه و دشمنی پیراسته, رخسارشان برای پذیرش حق آماده است و سیمایشان با نور فضل و کمال آراسته. آیین حق را می پرستند و از اهل حق پیروی می کنند.22

 

7 . ایثار و مواسات

 از ویژگیهای بارز همراهان مهدی, ایثار و مواسات است. وحدت مقصد و اخلاص نیت, دلهایشان را با هم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. آنان برای یکدیگر خود را به رنج افکنند و در بهره گیری از زیبایی های زندگی, دیگران را برخود پیش دارند و باید چنین باشند آن کس که خود ساخته نباشد, نمی تواند سازندگی کند و آن که بر دوست خود, مهر نورزد, دیگران را شایسته ترّحم نبیند. پیروزی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) در گرو یاران ایثارگر و فداکار بود و همه قیام های اصلاحگرانه تاریخ اسلام از چشمه مواسات بهره گرفت.

از آن سو, از عوامل خانه نشین شدن امامان, اندک بودن یاران موافق و فداکار بوده است.23

با این که روابط گرمی با مردم دارند, بسان پدر و فرزند, ولی کارها را براساس اصولی محکم و روشن پیش می برند و تشکیلاتی براساس معیارهای اسلامی در میانشان برقرار است.

برید عجلی نقل می کند:

به امام باقر گفته شد: یارانمان در کوفه بسیارند. اگر فرمان دهی از تو اطاعت خواهند کرد. فرمود: چنان هستند که کس بدون اجازه برادر دینی, از مال او نیازمندی خود را بر طرف کند؟ گفت خیر. فرمود: پس آنان که از بذل مال دریغ کنند, در نثار جان بخیل ترند. سپس افزود: مردم در صلح اند با آنان ازدواج کرده و از ایشان ارث بریم و برایشان اقامه حدود کرده و امانات آنان را اداء کنیم. زمان قیام قائم دوران رفاقت فرا رسد. مرد به سراغ مال برادر رفته حاجت خود برگیرد و کس او را منع نکند.24

در روایات, از یاران مهدی علاوه بر تعبیر (مزامله) به رفقا, نیز نام برده شده اند25, به معنای دوستان همدل و همراز, با لطف و صفا, دوستان بزم و رزم. دوستیشان, چنان محکم است که گویا برادران تنی اند. و همه شان از یک پدر و مادرند. گویا یک پدر و مادر آنان را پروریده اند. دلهای آنان از محبت و خیرخواهی به یکدیگر آکنده است.26

 

8 . زهد و ساده زیستی

زهد و ساده زیستی, زینت کارگزاران مهدی است. آرمانش رساندن جامعه به قله رفیع توحید و عدالت است و خوش کامی
امام زمان علیه السلام

 و نیک بختی را در آرامش دیگران می جویند. غذایشان ساده و لباسشان بی پیرایه است. زندگیشان از معیشت درویشان فراتر نمی رود. با دردهای جامعه آشنا و رنجهای بشر در احساس لطیفشان, بازتاب دارد. نمی توانند تن به آسایش و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام مصلح جهان بر خویش نهند; چرا که آن که با عشرت طلبان همسو شود و دل در گرو آز و طمع بندد,نمی تواند مروج دین باشد و کارگزاری شایسته برای حکومت عدل و داد.27

امام صادق(علیه السلام) به کسانی که برای رسیدن به نان و نام در آرزوی حکومت اهل بیت بودند, می فرمود: اینک, هنگام آرامش ماست. اگر به قدرت دست یابیم, همراهان ما زندگی دشوارتری از دیگران خواهند داشت. رسم کشورداری ایجاب خواهد کرد که پشتوانه درویشان و بینوایان باشیم. تواضع و فروتنی را پیشه سازیم و در ناگواری های روزگار شریک آنان باشیم, تا مردم از ما الگو گیرند و تلخی زمانه در کامشان گران نیاید.28

امام صادق(علیه السلام) در برابر پافشاری دوستان برای قیام و شتاب در خروج قائم فرمود:

چرا در خروج قائم شتاب می ورزید. به خدا سوگند, لباسش درشت و غذایش ناچیز است. زندگی در حکومت او, جنگیدن است و مرگ در سایه شمشیر.29

ستمدیدگان جهان, آزادی خود را در دست آن پاکبازان دیده و از سراسر گیتی به یاریشان می شتابند. درستی گفتار و شعارشان را در کردارشان می جویند و در پی دیدن نشانه های اخلاص و صداقت به درگاهش سر می سپارند.

در حجاز, فرودستان و بینوایان در انتظار ظهور مهدی لحظه می شمارند30 و در سایر سرزمینها نیز, غیر مسلمان برای رهایی از ستم بیداد گران, امام را می جویند به دست مهـر او به آستان اسلام, پیشانی می سایند.31

 

9 . نظم انضباط

 نظم در زندگی و کار, از ارزشهای انسانی و از رموز کامیابی است. انسانهای موفق. برنامه دارند و براساس اصول مشخص, حرکت می کنند. انقلابهای رهایی بخش و سازمان یافته, کمتر با شکست رو به رو می شوند. پیامبر اسلام, سمبل نظم بود. در زندگی شخصی, اوقات خود را تقسیم می کرد و عبادت و استراحت و روابط خانوادگی و اجتماعی حضرت, براساس نظمی روشن مشخص شده بود.32 علی(علیه السلام) نیز, با نظم برد و به هنگامی مرگ فرزندان و پیروان خود را به نظم در کارها سفارش فرمود. 33

یاران امام زمان نیز, دارای نظم و تشکیلاتی مناسب با حکومت جهانی اند. با این که روابط گرمی با مردم دارند, بسان پدر و فرزند, ولی کارها را براساس اصولی محکم و روشن پیش می برند و تشکیلاتی براساس معیارهای اسلامی در میانشان برقرار است.

از یاران امام یازده نفر سمت نقابت و نمایندگی دارند. 34 و دیگران, در اختیار این گروهند.

سپاهیان امام, لباس یکسان استفاده می کنند. نیروهای متحد الشکل و منظم مهدی, منظم ترین نیروهای رزمی جهانند.

علی(علیه السلام) آنان را این گونه می ستاید:

گویا آنان را می نگرم, زی و هیأتی یکسان, قد و قامت برابر, در جمال و برازندگی همانند وهم لباسند.35

در آغاز و انجام کارها, سازماندهی دارند و در بیعت با امام و دعوت به قیام و جهاد با دشمنان هماهنگ عمل می کنند. دوستانی با صفایند و کارها را ماهرانه به نظم و ردیف در آورده اند و پیشاپیش, مقدمات حرکت را برای امام فراهم می کنند.36

یاران امام مؤمنان راستین و انسانهای وارسته ای هستند که در همه کمالات انسانی و اسلامی سر آمد مردمان روزگار خویش هستند و از پیش, خود را برای همکاری با امام آماده کرده اند.

 

سید عباس رضوی

گروه دین و اندیشه تبیان


1 . در روایت فضیل بن یسار از امام صادق به اهم صفات یاران مهدی اشاره شده است. ما در این جا, از آن بهره می گیریم.

2 . (کمال الدین), ج2/378.

3 . (همان مدرک),ج1/291.

4 . (بحارالانوار), ج52/308.

5 . (ینابیع الموده)/449.

6 . (نهج البلاغه), فیض الاسلام, خطبه 86.

7 . (همان مدرک), ترجمه دکتر شهیدی, خطبه 173/179, انقلاب اسلامی.

8 . (همان مدرک), فیض الاسلام, خطبه 150.

9 . (الزام الناصب), شیخ علی یزدی حائری, ج2/20.

10 . (بحارالانوار), ج52/308.

11 . (همان مدرک), ج51/346.

12 . (همان مدرک), ج53/7.

13 . (الملاحم والفتن)/149.

14 . (منتخب الاثر)/311.

15 . (کشف الغمه فی معرفة الائمه), علی بن عیسی اربلی, ج3/271 دارالکتاب الاسلامیه.

16 . (خصال), شیخ صدوق, ترجمه کمره ای, ج2/318. اسلامیه.

17 . (بحارالانوار), ج52/343.

18 . (همان مدرک) /310.

19 . (عیون اخبار الرضا), شیخ صدوق, ج/63, طوس.

20 . (بحارالانوار), ج52/308.

21 . (الغیبة), نعمانی /316.

22 . (بحارالانوار), ج53/35.

23 . (اصول کافی), کلینی, ج2/174.

24 . (اختصاص), شیخ مفید/24, چاپ شده در مصنفات شیخ مفید, ج12 کنگره هزاره شیخ مفید.

25 . (ینابیع الموده) /433.

26 . (الزام الناصب) ج2/20.

27 . (نهج البلاغه), کلمات قصار, شماره 110.

28 . (بحارالانوار), ج52/340. برداشت از سخنان امام به معلی بن خنیس.

29 . (الغیبه), نعمانی /233.

30 . (بحارالانوار), ج53/83.

31 . (همان مدرک)/85.

32 . (عیون اخبارالرضا), شیخ صدوق, ج1/317; (فتح الباری فی شرح صحیح بخاری) ابن حجر عسقلانی, ج8/118, دارالفکر, بیروت.

33 . (نهج البلاغه), نامه 47.

34 . (فروع کافی), ج8/167.

35 . (الملاحم والفتن) /148.

36 . (بحارالانوار) 52/35.