انتقام
2. مفهوم انتقام
با روشن شدن اصل موضوع بايد به مفهوم و كيفيت انتقامگيري و خونخواهي امام مهدي(ع) در عصر ظهور پرداخت؛ زيرا اين پرسش مطرح است كه آيا در زمان ظهور زمينهاي براي گرفتن انتقام از كشندگان شهداي كربلا باقي مانده است؟ چرا كه اولاً در زمان ظهور صدها سال از قيام كربلا گذشته است و هيچ اثري از قاتلان شهداي كربلا وجود ندارد و ثانياً چنانكه در تاريخ آمده است؛ در قيام مختار ثقفي، تمام يا اكثر قاتلان شهداي كربلا به سزاي اعمال ننگين خود رسيدند و به شديدترين وضع ممكن مجازات شدند.
به نظر ميرسد چهار صورت براي خونخواهي امام مهدي(ع) در عصر ظهور قابل تصور است:
2ـ1. انتقام از نسل به جا مانده از قاتلان شهداي كربلا: اين مفهوم را ميتوان از برخي روايات استفاده كرد. در يكي از اين روايات چنين ميخوانيم: به حضرت ابوالحسن علي بن موسي الرضا(ع) عرض كردم: يابن رسول الله، چه ميفرماييد دربارة حديثي كه از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «هرگاه قائم(ع) قيام [خروج] كند ذراري (نسل) و نوادگان قاتلان حسين(ع) را به خاطر كارهاي پدرانشان به قتل خواهد رساند؟ فرمود: «همينطور است». عرض كردم: پس قول خداي عزّ و جلّ: «و هيچ نفسي بار ديگري را بر دوش نميگيرد»7 معنايش چيست؟ فرمود: «خداوند در تمامي اقوالش راست گفته است، ولي ذريّة كشندگان امام حسين(ع) به كردة پدرانشان راضي هستند و به آن جنايتها افتخارميكنند، هر كس به كاري راضي باشد همچون كسي است كه آن را انجام داده و چنانچه مردي در شرق كشته شود و مرد ديگري در مغرب به كشته شدنش راضي باشد، آنكه رضا داده، نزد خداي عزّ و جلّ، شريك قاتل خواهد بود. بنابراين، تنها بدين جهت حضرت قائم(ع) وقتي خروج كند آنها را ميكشد كه از كردار پدرانشان راضياند.»8
با توجه به اين روايت و ديگر روايات مشابه ميتوان گفت كه امام مهدي(ع) به هنگام ظهور، بازماندگان قاتلان شهداي كربلا را به اين دليل كه راضي به فعل پدران خود هستند، به انتقام خون اين شهيدان به قتل ميرساند.
2ـ2. انتقام از جريان و خطّي كه موجب شهادت امام حسين(ع) و يارانش شد: چنانكه ميدانيد از آغاز رسالت نبيّ مکرم اسلام(ص) و حتي پيش از آن، دو خاندان، دو خط و دوجريان همواره رو در روي هم بودهاند؛ يكي خاندان بنيهاشم و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و ديگري خاندان ابوسفيان و جريان بنياميه. اگرچه ابوسفيان با فتح مكه به ظاهر ايمان آورد و تسليم شد، ولي به شهادت تاریخ، او و نوادگانش هيچگاه از دشمني با پيامبر اعظم(ص) و فرزندانش دست بر نداشتند و از هيچ تلاشي براي نابودي اسلام فروگذار نكردند.
اوج دشمني و كينهتوزي خاندان ابوسفيان نسبت به خاندان پيامبر اسلام(ص) را در واقعة كربلا ميتوان ديد كه به تصريح يزيد، امام حسين(ع) و يارانش به انتقام خون مشركان كشته شده در جنگ بدر، با شقاوت تمام به شهادت رسيدند.9
جريان تقابل بنيهاشم و بنياميه تا پايان تاريخ و روزي كه امام مهدي(ع) ظهور ميكند، ادامه خواهد داشت تا آنکه پيش از ظهور آن حضرت، فردي به نام «عثمان بن عنبسه» از نوادگان ابوسفيان و هند جگرخوار كه با عنوان «سفياني» شناخته ميشود، از شام يا همان سورية كنوني سر به شورش ميگذارد و پس از جنايات فراوان، در مقابل لشكريان امام مهدي(ع) شكست خورده و به هلاكت ميرسد.10
با توجه به آنچه گذشت ميتوان گفت كه با نابودي آخرين بازمانده از نسل ابوسفيان و هلاكت او به دست امام مهدي(ع)، انتقام خاندان اهل بيت(ع) از خاندان ابوسفيان كه عامل جنايات بيشمار در حقّ خاندان عصمت و طهارت، به ويژه حضرت اباعبدالله الحسين(ع) بودند، گرفته ميشود و به تقابل تاريخي اين دو خاندان پايان داده ميشود.
2ـ3. انتقام از قاتلانی که در عصر ظهور به دنیا رجعت میکنند: چنانكه ميدانيد براساس اعتقاد شيعيان، خداوند متعال در عصر ظهور، گروهي از مؤمنان محض و مشركان محض و به بيان ديگر گروهي از زبدگان از اهل حق و نابهكاران از اهل باطل را كه در زمان خود به نهايت درجة ايمان و رستگاري يا به آخرين حدّ كفر و پليدي رسيدهاند، بار ديگر به دنيا برميگرداند، تا گروه اوّل شاهد عزّت و پيروزي حق باشند و گروه دوم به سزاي اعمال ناشایستی كه در زمان حياتشان در حقّ خداجويان مرتكب شدند، برسند».11
بر اين اساس، ميتوان گفت انتقام امام مهدي(ع) از قاتلان اباعبدالله الحسين(ع) و ياران باوفايش، در زمان رجعت صورت ميگيرد. به اين بيان كه همة آن اشقيا در زمان ظهور امام مهدي(ع) به دنيا بازميگردند و به سزاي جنايات عظيم و بيشرمانهاي كه در روز عاشورا مرتكب شدند، ميرسند.
2ـ4. انتقام عملی با تحقق اهداف و آرمانهای شهدای کربلا: چهارمين احتمالي كه در مورد مفهوم انتقام امام مهدي(ع) از قاتلان اباعبدالله الحسين(ع) و يارانش، ميتوان مطرح كرد اين است كه بگوييم اين انتقام با به بار نشستن اهداف و آرمانهايي كه نهضت عاشورا به خاطر آنها شكل گرفت، تحقق مييابد. به بيان ديگر، چون امام حسين(ع) و اصحابش براي اقامة حق، مبارزه با ستم، برپايي نظام عادلانه، امر به معروف و نهي از منكر، احياي سيره و سنّت نبيّ مكرم اسلام(ص) و... به شهادت رسيدند و امام مهدي(ع) با قيام خود همة اين اهداف و آرمانها را محقق ميسازد، در واقع ميتوان گفت كه نهضت اباعبدالله الحسين(ع) به هدف خود رسيده و انتقام خون آن حضرت گرفته شده است.
در پايان يادآوري ميشود اگرچه برخي از احتمالهاي ياد شده با ظاهر روايات همخواني بيشتري دارد و به ذهن هم نزديكتر ميآيد، ولي هيچيك از اين احتمالها با ديگري منافات نداشته و كاملاً قابل جمع هستند.
ماهنامه موعود شماره 108
پينوشتها:
1. سورة اسرا (17)، آیة 33.
2. سید هاشم حسینی بحرانی، سیمای حضرت مهدی (عج) در قرآن، ترجمه: سید مهدی حائری قزوینی، ص 225-226.
3. ر.ک: همان، ص 226-230.
4. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 98، ص 292.
5. همان، ص 292.
6. همان، ج 99، ص 107.
7. سورة انعام (6)، آیة 164.
8. سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 226-227.
9. قمی، شيخ عباس، نفس المهموم، ص 435.
10. ر.ک: شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج2، ص 651، ح6.
11. ر.ک: بحارالانوار، ج 53، ص 39، ح1، برای مطالعه بیشتر در زمینة موضوع رجعت ر.ک: ابراهیم شفیعی سروستانی، معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران، ص 484-544.
با روشن شدن اصل موضوع بايد به مفهوم و كيفيت انتقامگيري و خونخواهي امام مهدي(ع) در عصر ظهور پرداخت؛ زيرا اين پرسش مطرح است كه آيا در زمان ظهور زمينهاي براي گرفتن انتقام از كشندگان شهداي كربلا باقي مانده است؟ چرا كه اولاً در زمان ظهور صدها سال از قيام كربلا گذشته است و هيچ اثري از قاتلان شهداي كربلا وجود ندارد و ثانياً چنانكه در تاريخ آمده است؛ در قيام مختار ثقفي، تمام يا اكثر قاتلان شهداي كربلا به سزاي اعمال ننگين خود رسيدند و به شديدترين وضع ممكن مجازات شدند.
به نظر ميرسد چهار صورت براي خونخواهي امام مهدي(ع) در عصر ظهور قابل تصور است:
2ـ1. انتقام از نسل به جا مانده از قاتلان شهداي كربلا: اين مفهوم را ميتوان از برخي روايات استفاده كرد. در يكي از اين روايات چنين ميخوانيم: به حضرت ابوالحسن علي بن موسي الرضا(ع) عرض كردم: يابن رسول الله، چه ميفرماييد دربارة حديثي كه از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «هرگاه قائم(ع) قيام [خروج] كند ذراري (نسل) و نوادگان قاتلان حسين(ع) را به خاطر كارهاي پدرانشان به قتل خواهد رساند؟ فرمود: «همينطور است». عرض كردم: پس قول خداي عزّ و جلّ: «و هيچ نفسي بار ديگري را بر دوش نميگيرد»7 معنايش چيست؟ فرمود: «خداوند در تمامي اقوالش راست گفته است، ولي ذريّة كشندگان امام حسين(ع) به كردة پدرانشان راضي هستند و به آن جنايتها افتخارميكنند، هر كس به كاري راضي باشد همچون كسي است كه آن را انجام داده و چنانچه مردي در شرق كشته شود و مرد ديگري در مغرب به كشته شدنش راضي باشد، آنكه رضا داده، نزد خداي عزّ و جلّ، شريك قاتل خواهد بود. بنابراين، تنها بدين جهت حضرت قائم(ع) وقتي خروج كند آنها را ميكشد كه از كردار پدرانشان راضياند.»8
با توجه به اين روايت و ديگر روايات مشابه ميتوان گفت كه امام مهدي(ع) به هنگام ظهور، بازماندگان قاتلان شهداي كربلا را به اين دليل كه راضي به فعل پدران خود هستند، به انتقام خون اين شهيدان به قتل ميرساند.
2ـ2. انتقام از جريان و خطّي كه موجب شهادت امام حسين(ع) و يارانش شد: چنانكه ميدانيد از آغاز رسالت نبيّ مکرم اسلام(ص) و حتي پيش از آن، دو خاندان، دو خط و دوجريان همواره رو در روي هم بودهاند؛ يكي خاندان بنيهاشم و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و ديگري خاندان ابوسفيان و جريان بنياميه. اگرچه ابوسفيان با فتح مكه به ظاهر ايمان آورد و تسليم شد، ولي به شهادت تاریخ، او و نوادگانش هيچگاه از دشمني با پيامبر اعظم(ص) و فرزندانش دست بر نداشتند و از هيچ تلاشي براي نابودي اسلام فروگذار نكردند.
اوج دشمني و كينهتوزي خاندان ابوسفيان نسبت به خاندان پيامبر اسلام(ص) را در واقعة كربلا ميتوان ديد كه به تصريح يزيد، امام حسين(ع) و يارانش به انتقام خون مشركان كشته شده در جنگ بدر، با شقاوت تمام به شهادت رسيدند.9
جريان تقابل بنيهاشم و بنياميه تا پايان تاريخ و روزي كه امام مهدي(ع) ظهور ميكند، ادامه خواهد داشت تا آنکه پيش از ظهور آن حضرت، فردي به نام «عثمان بن عنبسه» از نوادگان ابوسفيان و هند جگرخوار كه با عنوان «سفياني» شناخته ميشود، از شام يا همان سورية كنوني سر به شورش ميگذارد و پس از جنايات فراوان، در مقابل لشكريان امام مهدي(ع) شكست خورده و به هلاكت ميرسد.10
با توجه به آنچه گذشت ميتوان گفت كه با نابودي آخرين بازمانده از نسل ابوسفيان و هلاكت او به دست امام مهدي(ع)، انتقام خاندان اهل بيت(ع) از خاندان ابوسفيان كه عامل جنايات بيشمار در حقّ خاندان عصمت و طهارت، به ويژه حضرت اباعبدالله الحسين(ع) بودند، گرفته ميشود و به تقابل تاريخي اين دو خاندان پايان داده ميشود.
2ـ3. انتقام از قاتلانی که در عصر ظهور به دنیا رجعت میکنند: چنانكه ميدانيد براساس اعتقاد شيعيان، خداوند متعال در عصر ظهور، گروهي از مؤمنان محض و مشركان محض و به بيان ديگر گروهي از زبدگان از اهل حق و نابهكاران از اهل باطل را كه در زمان خود به نهايت درجة ايمان و رستگاري يا به آخرين حدّ كفر و پليدي رسيدهاند، بار ديگر به دنيا برميگرداند، تا گروه اوّل شاهد عزّت و پيروزي حق باشند و گروه دوم به سزاي اعمال ناشایستی كه در زمان حياتشان در حقّ خداجويان مرتكب شدند، برسند».11
بر اين اساس، ميتوان گفت انتقام امام مهدي(ع) از قاتلان اباعبدالله الحسين(ع) و ياران باوفايش، در زمان رجعت صورت ميگيرد. به اين بيان كه همة آن اشقيا در زمان ظهور امام مهدي(ع) به دنيا بازميگردند و به سزاي جنايات عظيم و بيشرمانهاي كه در روز عاشورا مرتكب شدند، ميرسند.
2ـ4. انتقام عملی با تحقق اهداف و آرمانهای شهدای کربلا: چهارمين احتمالي كه در مورد مفهوم انتقام امام مهدي(ع) از قاتلان اباعبدالله الحسين(ع) و يارانش، ميتوان مطرح كرد اين است كه بگوييم اين انتقام با به بار نشستن اهداف و آرمانهايي كه نهضت عاشورا به خاطر آنها شكل گرفت، تحقق مييابد. به بيان ديگر، چون امام حسين(ع) و اصحابش براي اقامة حق، مبارزه با ستم، برپايي نظام عادلانه، امر به معروف و نهي از منكر، احياي سيره و سنّت نبيّ مكرم اسلام(ص) و... به شهادت رسيدند و امام مهدي(ع) با قيام خود همة اين اهداف و آرمانها را محقق ميسازد، در واقع ميتوان گفت كه نهضت اباعبدالله الحسين(ع) به هدف خود رسيده و انتقام خون آن حضرت گرفته شده است.
در پايان يادآوري ميشود اگرچه برخي از احتمالهاي ياد شده با ظاهر روايات همخواني بيشتري دارد و به ذهن هم نزديكتر ميآيد، ولي هيچيك از اين احتمالها با ديگري منافات نداشته و كاملاً قابل جمع هستند.
ماهنامه موعود شماره 108
پينوشتها:
1. سورة اسرا (17)، آیة 33.
2. سید هاشم حسینی بحرانی، سیمای حضرت مهدی (عج) در قرآن، ترجمه: سید مهدی حائری قزوینی، ص 225-226.
3. ر.ک: همان، ص 226-230.
4. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 98، ص 292.
5. همان، ص 292.
6. همان، ج 99، ص 107.
7. سورة انعام (6)، آیة 164.
8. سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص 226-227.
9. قمی، شيخ عباس، نفس المهموم، ص 435.
10. ر.ک: شیخ صدوق، کمالالدین و تمامالنعمه، ج2، ص 651، ح6.
11. ر.ک: بحارالانوار، ج 53، ص 39، ح1، برای مطالعه بیشتر در زمینة موضوع رجعت ر.ک: ابراهیم شفیعی سروستانی، معرفت امام زمان (ع) و تکلیف منتظران، ص 484-544.
+ نوشته شده در شنبه یکم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:45 توسط سید
|
ما منتظر صبح شب یلدائیم