تربیت کننده و پرورش دهنده روح حماسه و ایثار است.

2 - عزاداری نوعی پیوند محکم عاطفی با مظلوم انقلابگر و اعتراض به ستمگر است و به تعبیر استاد مطهری(گریه بر شهید شرکت در حماسه اوست)

3 - عزاداری برای اهل بیت موجب احیای یاد، نام، فرهنگ، مکتب وهدف آنان است. به عبارت دیگر در شکل یک پیوند روحی، راه آنان به جامعه الهام گشته و پیوستگی پایداری بین پیروان مکتب و رهبران آن برقرار می‏سازد و دیگر گذشت قرون و اعصار نمی‏تواند بین آنها جدایی افکند.

همین مسأله موجب نفوذ ناپذیری امت از تاثیرات و انحرافات دشمنان می‏گردد و مکتب را هم چنان سالم نگه می‏دارد و تحریفات و اعوجاجات را به حداقل می‏رساند. از همین رو است که استعمارگران برای نابودی ملل اسلامی می‏کوشند تا رابطه آنان را با تاریخ پر افتخار صدر اسلام قطع نمایند تا با ایجاد این خلاء زمینه القای فرهنگ خود را فراهم آورند. این ها از آثار اجتماعی عزاداری است و آثار روانی و تربیتی دیگری نیز دارد.

فلسفه عزاداری بر امامان چیست؟

عاشق اگر عاشق باشد، خود می‏گرید پس چرا با برانگیختن احساساتش اشکش را در بیاوریم و آیا این اشک‏ها نقش تربیتی دارد؟

مسأله گریه و عزاداری بر حضرت سید الشهدا( علیه السلام) از افضل قربات است و فلسفه‏های سازنده و تربیتی متعددی دارد از جمله:

1- زنده داشتن یاد و تاریخ پرشکوه نهضت‏حسینی.

2- الهام روح انقلاب، آزادگی، شهادت‏طلبی، ایثار و حقیقت‏جویی.

3- پیوند عمیق عاطفی بین امت و الگوهای راستین.

4 - اقامه مجالس دینی در سطح وسیع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دینی.

5 - پالایش روح و تزکیه نفس.

6 - اعلام وفاداری نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... اما این که اشک و گریه خود به خود به وجود می‏آید یا باید با تلقین و برانگیختن احساسات ایجاد شود، مقوله دیگری است.

مسلما هر مسلمان پاک طینتی با یادآوردن مصائب ابا عبدالله(ع) و عظمتی که آن حضرت به وجود آورد، اشک سوز و گاه اشک شوق می‏ریزد، ولی مجالس روضه خوانی نقش تذکار و یادآوری دارند نه تلقین و این با خواندن روضه‏های صحیح و واقعی به دست می‏آید، نه پیرایه‏ها و خرافات. در ضمن خلاقیت هنری مانند بیان کردن حقایق با اشعار زیبا یا صدای خوب نیز مسأله مهمی است و نقش بسیار ارزنده‏ای در جذب توده‏ها و سیراب کردن عواطف دارد.

اصولا یکی از روش‏های بلند دین به ویژه اسلام آن است که همه چیزش با هنر آمیخته شده و همراه با زیباترین آفرینش‏های هنری توانسته است‏حقایق بلند را شیره جان مردم سازد و در اعماق وجود آنان جایگزین کند.

فلسفه قیام امام حسین( علیه السلام)

چرا مردم با اظهار این همه ارادت و دوستی نسبت به خاندان اهل‏بیت : از فلسفه قیام امام حسین( علیه السلام) اطلاع کافی ندارند؟

همان طور که گفته شد، هدف از عزاداری‏ها و مراسم محرم، احیای فلسفه عاشورا و استمرار بخشیدن به قیام خونین امام حسین(علیه السلام) است و باید این مسأله، محور سخنان گویندگان مذهبی باشد. البته گویندگان مذهبی همه یکسان و هم سطح نیستند; ولی همواره بسیاری از علما و دانشمندان دینی در پی احیای ابعاد مختلف اسلام از جمله قیام امام حسین(علیه السلام) و زدودن غبار خرافات از چهره دین و رویدادهای تاریخی اسلام بوده و هستند، لکن در برخی از مجامع نیز ممکن است به عللی آنان دور از دسترس مردم بوده، از این رو زمینه برای میدان داری عناصر دیگر فراهم گردد.

فلسفه گریه

گریه چیست و چرا انسان گریه می‏کند؟

گریه تجسم عینی تأثرات درونی و عاطفی است و دارای اقسام گوناگونی می‏باشد که هر یک آثار و نتایج ویژه‏ای دارند. از نظر روان‏شناسی گریه دارای اهمیت بسیاری است و فشار ناشی از عقده‏های انباشته در درون انسان را می‏کاهد و درمان بسیاری از آلام و رنج‏های درونی انسان می‏باشد. در حقیقت اشک چشم سوپاپ اطمینانی برای روح و جسم آدمی است که در شرایط بحرانی (اندوه و یا شادمانی فراوان) موجب تعادل او می‏گردد. از نظر عرفا نیز، گریه زیباترین و پرشکوه‏ترین جلوه تذلل بنده و اظهار عجز و تسلیم و عبودیت در پیشگاه معبود قادر متعال است.

گریه حضرت آدم بر امام حسین( علیه السلام )

آیا گریه کردن حضرت آدم بر امام حسین (علیه السلام) بیانگر جبر در زندگی انسانی است؟

این گونه حوادث یا علم پیشین الهی به افعال بندگان و پیشگویی آنها مستلزم جبر نیست. زیرا علم خدا در این موارد به چیزیDeterminism تعلق گرفته که با اراده آزاد بندگان تحقق خواهد یافت. به عبارت دیگر تفکر جبرانگار ( 41

بین علم پیشین الهی و فعل بندگان رابطه علت و معلولی می‏بیند. یعنی علم خدا را علت فرض می‏کند. زیرا می‏بیند اگر آن  چه خدا می‏داند انجام نشود نافی علم مطلق الهی می‏شود. چنانکه شاعر گوید:

می خوردن من حق ز ازل می‏دانست                      گر می نخورم علم خدا جهل بود

و این بیان همان رابطه ترتبی و علی است. در حالی که واقع قضیه خلاف این است. یعنی چون بندگان افعالی را با اراده خود انجام می‏دهند خداوند می‏داند و از جمله آنها عمل شمر، یزید و... با امام حسین (علیه السلام)است. بلی شمر، یزید و ... آزادانه می‏توانستند امام حسین (علیه السلام) را به قتل نرسانند و اگر از اراده و اختیار خود چنین استفاده‏ای می‏نمودند، خدا هم می‏دانست که نمی‏کنند و اجبار هم نمی‏کرد و گریه آدم هم در کار نمی‏بود. سر این قضیه از نظر فلسفی آن است که خداوند فوق زمان و مکان است و برای او قبل و بعدی نیست، از این رو علم او به اعمال در همه زمان‏ها شبیه علم ما به یک حادثه در زمان حال است و هم چنان که چنین علمی موجب جبری بودن اعمال مورد مشاهده ما نیست، حضور عمل نزد خداوند نیز چنین است.